تبليغاتX
جهانگرد عاشق

جهانگرد عاشق

نشستن کشنده است

 

رسما اعلام شده که نشستن بد است.
نشستن باعث چاقی می‌شود.
نشستن باعث ضعف است.
و نشستن مرگ را نزدیک‌تر می‌کند.
البته صحبت سیاست نیست. صحبت بدن انسان است و رشته‌ای به اسم محققین عدم فعالیت. آن‌ها با این سوال شروع کردند که چرا بعضی‌ها زیاد می‌خورند و چاق نیستند و بعضی‌ها کم می‌خورند ولی دائم چاق می‌شوند و به این نتیجه رسیدند که تفاوت این دو گروه در فعالیت‌های جزیی روزانه است. کارهایی مانند بستن بند کفش، خم شدن برای برداشتن کیف، کش و قوس دادن به عضلات حین کارهای دیگر و از همه مهمتر ننشستن.
بنا به تحقیق جیمز ولاهو در نشریه نیویورک تایمز نشستن باعث می‌شود:
فعالیت الکتریکی عضله افت کند – و «عضله به وضعیتی مشابه عضله یک اسب مرده برود.». [حین نشستن] عضله شما تنها یک کالری در دقیقه مصرف می‌کند که یک سوم وضعیتی است که بلند شوید و راه بروید. این موضوع باعث بالا رفتن احتمال دیابت نوع دو و همچنین چاقی می‌شود. آنزیم‌های شکننده لیپید و تریگلیسیرین که وظیفه جمع کردن چربی از سیستم خون را دارد نیز شدیدا سقوط می‌کنند که به نوبه خود باعث پایین آمدن سطح کلسترول خوب می‌شود.
متخصص عدم تحرک مارک هامیلتون در آخرین کار خود نشان می‌دهد که چطور عدم تحرک اجباری در موش‌ها به سرعت باعث کم شدن هفتاد و پنج درصدی توان عضلات مرتبط با ایستادن در حذف لیپوپروتئین‌های خون می‌شود. برای نشان دادن تاثیر مشابه در انسان‌ها، از چهارده داوطلب جوان و سالم خواسته شد تا بیست و چهار ساعت بی تحرک باشند و اینکار باعث افت چهل درصدی توان انسلولین در شکستن گلوکز شد.
طبق تحقیقات مشابه، یک عمر روزانه شش ساعت پشت میز نشستن می‌تواند در مردان باعث ۲۰٪ افزایش احتمال مرگ در مقایسه با کسانی شود که روزانه تنها ۳ ساعت پشت میز می‌نشینند.
همین مجموعه تحقیقات باعث شده یک مد در بین هکرها شایع شود: ایستاده کار کردن. این روزها اصلا غیرعادی نیست وارد دفتری بشوید و ببینید که یک نفر صندلی‌اش را روی میز و کامپیوتر را روی آن گذاشته و مشغول کار است یا اصولا میزهای بلندی ویژه ایستاده کار کردن در دفاتر کار گذاشته شده.
 
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 16:8  توسط سعید  | 

به زن خود راست بگویید !!!

 

مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز با هم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر با هم عشقبازی کردند، بعد خسته از خستگی به خواب رفتند.
ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوقه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد
.
بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد
.
در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟

مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را مشغول عشقبازی بودیم !!!
زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 19:52  توسط سعید  | 

 

یک زوج میانسال دو دختر زیبا داشتند، اما همیشه دوست داشتند تا یک پسر هم داشته باشند. آنها تصمیم گرفتند تا برای آخرین بار شانس خود را برای داشتن یک پسر امتحان کنند.

زن باردار شد و یک نوزاد پسر به دنیا آورد. پدر شادمان با عجله به بیمارستان رفت تا پسرش را ببیند.
پدر در بیمارستان زشت ترین نوزاد تمام عمرش را دید
.
مرد به همسرش گفت: به هیچ صورتی امکان ندارد که این نوزاد زشت فرزند من باشد، هر کسی با یک نگاه به چهره زیبای دخترانم متوجه میشود که تو به من خیانت کردی
.
زن لبخند زد و گفت: نه، این بار به تو خیانت نکردم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 19:50  توسط سعید  | 

 

زن با معشوقش در بستر بود که همسرش وارد خانه شد.
زن به معشوقش گفت: "بیا اینجا و کنار دیوار بایست." بعد با عجله به بدن او روغن بچه مالید و روی آن پودر تالک پاشید، سپس گفت: از اینجا تکان نخور تا زمانی که به تو بگویم، تو باید وانمود کنی که یک مجسمه هستی.
وقتی همسر وارد اتاق شد پرسید: این چیست؟
زن پاسخ داد: اُوه این یک مجسمه است، خانم اسمیت یکی مثل این خریده بود، من از آن خوشم آمد و یکی برای خودمان خریدم.
بدون هیچ حرف اضافه ای هر دو به تختخواب رفتند. حدود ساعت 2صبح همسر از تخت بیرون آمد، به آشپزخانه رفت و با یک ساندویچ و یک قوطی آبجو به اطاق برگشت.
بعد رو به مجسمه گفت: بیا اینها را بگیر و بخور، خود من مجبور شدم 2 روز تمام بیحرکت در خانه اسمیت بایستم در حالیکه هیچ کس چیزی برای خوردن به من نداد!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 19:48  توسط سعید  | 

تنها آرزو ....!

 

روزی روزگاری، پیرزن فقیری توی زباله‌ها دنبال چیزی برای خوردن می‌گشت که چشمش به چراغی قدیمی افتاد آن را برداشت و رویش دست کشید. می‌خواست ببیند اگر ارزش داشته باشد آن را ببرد و بفروشد.

در همین موقع، دود سفیدی از چراغ بیرون آمد. پیرزن چراغ را پرت کرد، با ترس و تعجب، عقب عقب رفت و دید که چند قدم آن طرف‌تر، غول بزرگی ظاهر شد.

غول فوری تعظیم کرد وگفت: نترس پیرزن ....! من غول مهربان چراغ جادو هستم. مگر قصه‌های جوراجوری که برایم ساخته‌اند، را نشنیده‌ای؟

حالا آرزو کن تا آنرا در چشم به هم زدنی برایت برآورده کنم، اما یادت باشد که فقط یک آرزو ...!

پیرزن که به دلیل این خوش اقبالی توی پوستش نمی‌گنجید، از جا پرید و با خوشحالی گفت: الهی فدات شم مادر ....! اما هنوز جمله بعدی را نگفته بود که فدای غول شد و نتوانست آرزویش را به زبان بیاورد. و مرگ او درس عبرتی شد برای آنها که زیادی تعارف می‌کنند ....!



 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 19:37  توسط سعید  | 

مرد وارد کافه شد و ...


مرد وارد کافه شد، به سمت بار رفت و یک آبجو سفارش داد.
گارسون گفت: حتما قربان حساب شما میشود یک سنت
.
مشتری با حالت متعجب پرسید: فقط یک سنت؟ بعد به منو نگاه کرد و پرسید: قیمت یک آستیک آبدار و یک بطری شراب چقدر میشود؟

گارسون جواب داد: یک دلار.
مشتری پرسید: مالک کافه کجاست؟

گارسون جواب داد: طبقه بالا پیش همسر من.
مشتری پرسید: اون در طبقه بالا چه کاری با همسر تو انجام میده؟

گارسون جواب داد: همون کاری که من با کاسبی اون انجام میدم!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 0:42  توسط سعید  | 

بازم خیانت !!!

 


جک در حال مرگ بود و همسرش کنار تخت او نشسته بود.
جک با صدایی ضعیف به همسرش گفت: عزیزم چیزی هست که باید قبل از مرگم پیش تو اعتراف کنم
.
همسرش جواب داد: هیچ نیازی نیست.
مرد پافشاری کرد و گفت: حتما باید این کار را انجام بدهم تا در آرامش بمیرم.
مرد ادامه داد: من با خواهرت، با بهترین دوستش، با مادرت و با بهترین دوستت رابطه داشتم.
همسرش به آرامی در پاسخ گفت: میدانم عزیزم، حالا بخواب و بگذار که زهر کارش را انجام دهد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 0:37  توسط سعید  | 

مقدمه جدید گلستان سعدی

 

منت خدای را عزوجل که لذت زن را قند و عسل قرار داد. همو که  ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزيد رحمت. هر لنگه كفشی كه بر سر ما می خورد مضر حيات است و چون مكرر فرود آید موجب ممات. پس در هر لنگه كفش دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب.

مرد همان به كه به وقت نزاع

عذر به درگاه نساء آورد

ورنه زنش از اثر لنگه كفش

حال دلش خوب به جا آورد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 0:34  توسط سعید  | 

 

از بچگی همه ما این را شنیده...ایم که حقوق زنها پایمال میشود.
آیا واقعا حقوق زن ها پایمال شده است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 14:7  توسط سعید  | 

جملات طنز جواد خیابانی هنگام گزارش فوتبال

 

رونالدو محبوب نیست – مشهوره – یعنی همه میشناسنش !

اشتباه کنه کارشون تمومه، حالا ببینیم اشتباه میکنه یا نه.....

طرفدارای مکزیک راه زیادی رو از مکزیک تا آفریقا اومدن، البته اگه از مکزیک اومده باشن

یک ساعت،۶۰ دقیقه از بازی گذشته

داور در سوت خودش میزنه

بازی شیلی و اسپانیا بسیار جذاب خواهد شد مخصوصا اینکه بازیکنای هر دو تیم هم زبان و همجنس و (بعد از یه مکث طولانی) و هم زبان هستن

وقتی یه بازیکن هوندوراس تنه میزنه، انگار یه درخت تنه میزنه

اسپانیا یه گل زده، داوید ویا هم زده، خیلی قشنگم زده، ۵ دقیقه پیشم زده

بله! این گل هم تقدیم به شهدای ۸ سال دفاع مقدس

سرخیو راموس به ناواس اُه اُه بد زدنش

اسپانیایی ها V وسط رو B میخونن مثل والنسیا که بالنسیا خونده میشه

جالبه بدونید که این دو تیم اولین بازی جام جهانی در اولین جام جهانی رو انجام دادن…. …. … …. البته نه این دو تیم. بازیکناشون فرق داشتن

خوب الان دو تیم باید هر کدوم ۵ تا پنالتی بزنن. باید بگم که هر تیمی که پنالتی ها رو ببره یعنی اینکه بازی رو برده و هر تیمی هم که ببازه یعنی اینکه بازی رو باخته

یه دریبلی میزنه که تو گل کوچیک هم نمیشه از این دریبل ها زد

کریم انصاری فرد هیچ نسبتی با برادران انصاری فر نداره! بخصوص با محمد حسن

یک سانتر بی هدف… و گل

از ۴ دقیقه وقت تلف شده یک دقیقه تلف شد

پنج حلقه المپیک نمادی از رنگ پرچم همه کشورهای دنیاست

واقعا عجیبه که در تهران ما الان هوا گرمه، ولی در افریقا الان هوا سرده

از نظر ران هم در نظر بگیریم. ران بازیکنان هندوراس خیلی بزرگتره

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 13:56  توسط سعید  |